تبليغاتX
تک صدف دریای عشق من کجایی...
پلکهاي مرطوب مرا باور کن ، اين باران نيست که ميبارد ، صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزند

وقتي چشمام پر اشكه وقتي قلبم بي قراره

وقتي پابه پاي ابرا چشم من بارون مي باره

وقتي مثل يه پرنده ميرم و گوشه مي گيرم

وقتي با نبودن تو توي هر لحظه مي ميرم

با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم

من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم بي قرارم

وقتي خواب تو مي بينم خواب عاشقونه ي تو

وقتي كه قطره ي اشكو مي بينم رو گونه ي تو

وقتي قلب عاشقم رو پيش پاي تو مي ذارم

وقتي كه بلور اشكو واسه تو هديه مي يارم

با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم

من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم

بود شمعي در غم پروانه اي

 روشن و تنها به فکر چاره اي

 شاپرک پروانه اي در فکراو

 آتشي در جان او افکنده بود

 درد پروانه ز درد شمع بود

 شمع هم از درد پروانه فروزان گشته بود

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن

به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد

نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم

 گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت   توسط حامد مطلبی نژاد  |