
گرمای وجودت
چه زیباست حضور تو ، چه گرم است وجود تو !
آرزوی من حضور تواست ، نیاز من گرمی وجود تواست!
من به این عشق نیاز دارم و به این امید زنده ام !
اگر نفس میکشم به امید بودن تو است که هنوز هم جان دارم !
چه زیباست این زندگی آنگاه که تنها نیازم تو باشی و تنها
آرزویم با تو بودن باشد !
این وجود سردم که از تنهایی یخ زده است به گرمای وجود تو
نیاز دارد پس بیا با حضورت
به من و این قلب بی طاقت آرامش بده !
من به این احساس می نازم ، به تو خواهم رسید ، دیگر خودم
را نمی بازم !
وجود تو ، این حضور پر مهر تو ، لحظه های زیبای عاشقی را
رویایی کرده است !
اگر عشق زیباست ، تمام زیبایی عشق در وجود تو نهفته است !
اگر من عاشقم ، به عشق بودن تو است که حال و هوایم اینگونه
است !
من به گرمای وجود تو نیاز دارم ، تنها به تو و آن قلب پاکت
احساس دارم !
بیا و با حضورت با آن وجود گرمت به من گرمای عشق بده ، من
تنها به عشق تو نیاز دارم !
بیا و در دل قلبی که مثل کوه یخ زده است بتاب ای خورشید
همیشه تابانم !
من به عشق غروب ، همچو یک بی قرار به انتظار طلوعت دل خوشم
و از لحظه غروب
تا انتظار طلوعت با گرمی وجودت زنده ام !
من به این احساس مینازم به تو خواهم رسید
دیگر خودم را نمی بازم!


بابا نظر بدین دیگه




